|
با سلام به همه بزرگواران و دوستان عزیزم چند وقتی بود که به خاطر مشکلات شخصی وبلاگ به روز نشده بود از همه دوستانی که به وبلاگ سری زدن ممنونم پست جدیدو با نام "وقت غریب" که در تاریخ بهمن ماه ۱۳۸۶ نوشتمو تقدیم میکنم به همه دوستان ولایتیم به کوی دوست دل پر شراره ای دارم بـــرای وقت غریبـــم فســانه ای دارم اگر چه سائل این کوی عشق میباشم مــن از برای گدائی پیــــاله ای دارم شلمچه نغمه جان سوز عشق می آید به لب بــرای شهیــدان تــرانه ای دارم تمام روز و شبم رنگ دنیوی دارد برای وقت رهایی کرانه ای دارم لبم به خاکبوسی صدها فرشته سرخ بــــرای مدعیان خـــون تازه ای دارم گرم که راه ندارم به سفره عشاق من از برای رسیدن بهانه ای دارم اگر چه راه دراز است و یار ناپیدا به جستجوی نگارم نشانه ای دارم بگو هدایت از این سرزمین چه میخواهی کنون که زخمه تار شکسته ای دارم
مشق شب مشق شبم را قلم! به دفترم آور آنچه که استاد گفته در سرم آور شحنه شب را گرفته بغض گلوگیر سایه دلدار را در برم آور گفت که دل را شکاف و عشق درآور عشق به کاغذ نگارو عشق درآور دست طلب را کجا به دامن مهتاب دست تو در آستین و ماه درآور آنچه که گفتی تمام حرف دلت نیست قند و طرب را به محفل دلت آور هر چه نوشتی تو از تبار افول است پختگیت از کلام نغز درآور گوش گرفتم هرآنچه گفت به گوشم مشق نوشتم بیا و نکته درآور
چه زیبا سخن و چه پربار سفره ای پهن و ما خاکستر نشینان که بر سر این سفره مطنعم و هزار آدمیان همخاکی که از فیض عظمای مجالست با قرآن محروم و از نور منورش بی بهره که: (( الله نور السموات و الارض )). سرّ دلدادگی حضرت استادش را در بیان دلربا چه زیبا به دل نشاندیم و از کلام کاملش چه بهره ها که نبردیم و ما کوخ نشینان که بر خاک خشک دیارمان هر از چند گاهی باران می بارد و این بار ادیبی سخنور و دانشور که او را از جنس خودمان دیدیم و ندیدیم! دیدیم چون مرید مرادی از مرادان دیارمان بود ندیدیم چون او صیاد مرواریدی بود که ما در صدفش حفظ نکردیم!!!!!!!!! (( قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری )) راستی ما را از بزرگان و والا مسلکانی چون آیات سعیدی ، واله ، مدرسی ، شریعتی ،...... و هزارانی که بودند و استادانی که هستند و آنانی که خواهند آمد چه سود ؟ سهم ما از این بزرگواران همانی هست که بوده است؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! دعا کنیم که در آسمان دیارمان ابرها بمانند و باران ببارد.!!!
بر لوح دلم نام رضا حک شده است ذکــر سکــناتش به تنــم رگ شــــده است آنجا کــه حریم قدس رضـــوان باشد شوقی است مرا که برسرم تب شده است --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ((رضای رحمت)) من مفتــــخر از سایه الطاف رضایم من مشتعل از رحمت والای رضایم صیدم چو به دام حسدو غفلت بیداد من آهوی سرگشته به دامان رضایم ساقی می هوشم بده مدهوش شدم من چـــون دلشــده در پنـــجره فــولاد رضـــایم در گر چه به روی همه باز است ولیکن در حیرت جـود و کـرم و لطــف رضایم ترســم زبت مرده نفـسم زچــه باشد تا هست در این کوی امیدی به رضایم در غمشده عالم هستی اگر هستیم نزدیــک رضـایم کـه از ایـن بـاب رضایم جانا اگر از درد هدایت خبری نیست از مرحــم یار است که بیمار رضایم ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به باغ گــل نســیم از غنچه ای طنــار می آید
چو مستی میکنند حوران ، خبر از راز می آید چه گشته شهر یثرب را که غرق شادی و شور است تـو گـویی بـر تــن خشــکش نسیــمی بــاز می آید ملائک در تب و تابند در میـخانه موسی که از دامان نجمه دختری با ناز می آید چه والا طلعتی رخشنده و زیبا و فردوسی به نسل شاه بطها زهره ای گلناز می آید به پاکی گشته معصومه ، به دنیا گشته محبوبه رضــا هـــم شـاد از اینـــکه نگـــاری بـــاز می آید خلائق را شفیعه ، عالمه ، زهرای ثانی ، عشق نگــــین چمـــبر قـــــم گــــوهری دلبــــاز می آید
ماه زیبا٬ ستاره ها زیبا٬ آسمان و کرانه ها زیبا
ماه نو٬ ماه عاشقی برپا ٬رمضان ماه رازها زیبا مردمان گرم ذکر بسم الله٬ عاشـقان غـرق گفتن الله همه تفسیر عشق می گویند٬ ذکر هوهو و ربنا زیبا این چه ماهی است کز یثار و یمین همه برکت به قلبها پیدا وز زمین تا قنوتمان به دعاست ٬ چون اجابت به آسمان زیبا در فضای دیارمان هر شب عطر و بوی فرشته ها پیداست در و دیوار هم به تسبیحند ٬ شب و سوسوی اختران زیبا لب خشکیـده بر لب دریا٬مانده چشمی به سفره پاکـی جان عشاق مرده ٬زنده به آب٬ به به این ماه با صفا زیبا شمع این ماه گر چه می سوزد ٬عمر این ماه گرچه کوتاه است در دل شمــــع خاموشـــــــی نبــود ٬ اثر نـــور صبرمــــان زیبا
یا رب مباد ما ز شهیدان جدا شویم در این کویر خسته و بی جان رها شویم
خود را ذلیل زندگــــی دنیــوی کنیم شرمنـــده در برابر لطف خـــــدا شـــویم در بند ناســـــره نتـوان گفت ذکر یار باید مقـــیم خلـــوت ادرک اخــــا شــویم سربند عاشقی اگر از شوق بسته ایم تسلـــیم بی منــازع دست قضا شــویم رمز رهایی از دل تردید زنده نیست باشـد که با شهید سعید آشــنا شـویم تا زنده است یار کفن گشته پیرهن عبــاس گونه دست وفـــا را جــدا شـویم راه هــدایت ازلــی راه اولیــــــاست باید که تا ابـــد به همــین ره فــدا شویم
به خانه دل تنگم سری بزن ای دوست
به آسمان دو رنگم پری بزن ای دوست ز کوچه های محلم اگر گذر کردی به کلبه پر دردم دری بزن ای دوست برای آمدنت قلب پاک می خواهم به قلب پر زگنه خنجری بزن ای دوست گرفته دود تمام فضای احساسم چو غنچه زد نفسم شبنمی بزن ای دوست می از پیاله ات ای گل حلال و شیرین است به مست میکده ات ساغری بزن ای دوست چو نی به ناله ام و درد یار می گویم به خرمن نگهم آتشی بزن ای دوست شدم مریض و پریشان و خار از این هجر به درد کهنه من مرحمی بزن ای دوست هدایت از سر غربت نگا به در دارد به چشم غم زده ام سرمه ای بزن ای دوست
|
درباره وبلاگ![]()
مصباح هدایت دلنوشته هایی است به قلم شکسته حقیر که نظرات و انتقادات شما بزرگواران را می طلبد.
87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/06/01 - 87/06/31 پیوندها
امام خميني(ره) |